|
به نام خالق مولکول های مشکی - صورتی
با وجود نویسنده ای چون من مجبورید که ناراحت نشوید . قصد من توهین نیست ، فقط مینویسم تا با هم بخندیم نه اینکه به هم بخندیم .
براستی که هیچ یک از بچه های مدارس دیگر نمی توانند مثل ما صورتی ها اینچنین کلاس را روی هوا نگه دارند . کلاس را روی هوا نگه داشتن هم انرژی می خواهد که هرکسی ندارد !
می نویسیم از صورتی هایی که هستیم :
ما از آن دسته صورتی هایی هستیم که از تولد معلم گرفته تا سالگرد ازدواج و روز معلم و هر فرصت دیگری برای حذف کتبی و عقب انداختنش و نپرسیدن درس استفاده می کنیم .
ما از آن دسته صورتی هایی هستیم که کتبی ریاضیمان را را از قبل از عید به بعد از عید انداختیم و بعد از عید حدودا ۴/ ۵ باری عقبش انداختیم . و معلم حسابی حالمان را گرفت . Because وقتي بر گه هايمان را دادند از فرط سخت بودنش ما هم سخت خنديديم و هيچ ننوشتيم . 
ما از آن دسته صورتي هايي هستيم كه هر روز فقط 1 كيلو فسفر با خود مياوريم و همواره روز هاي شنبه آن 1 كيلو را براي ساعت چهارم تمام كرده ايم ( خدا مي داند كه تقصير ما نيست ،ما اين يه كيلو را از روي اكثر روز هاي هفته تنظيم كرده ايم )
ما از آن دسته صورتي هايي هستيم كه براي حذف كتبي بعد از عيد به معلممان زنگ زديم و آخر كاري كرديم تا تصادف كرد و راضي به حذف كتبي شد ( اين راهم بدانيد كه ما Foot Stone قزوينيم ، بعد از عيد حتي به روي خودمان هم نياورديم و معذرت خواهي هم نكرديم )
ما از آن دسته صورتي هايي هستيم كه براي وارد شدن به دفتر مدير و معاونين مقنعه هايمان را تا روي چشم هايمان مي كشيم و گاهي اوقات با سر به ديوار برخورد مي كنيم ( البته نه توهين به آن Positive ها باشد نه آن Negative ها ) جمله كم آوردم كه اين را نوشتم .
ما از آن دسته صورتي هايي هستيم كه نمي گذاريم معلم يك Moment حواسش به كلاس و درس باشد و مدام با كفش هاي اسكيمان ميان حرفش سر مي خوريم .
آن صورتي هايي كه بوديم :
ما از آن دسته صورتي هايي بوديم كه گروه گروه جايمان را عوض مي كرديم و آن گوشه ،ته كلاس ميوه نوش جان مي كرديم .آن هم كلاس رياضي . تا بوي پوست پرتقالمان هم به معلم نمي رسيد ول كن نبوديم .
ما از آن دسته صورتي هايي بوديم كه از كلاس جيم مي شديم و از اتاق معاونين قند كش مي رفتيم براي چاي صبحانه كه از دلدرد هاي ناگهاني از خدمتگزار مي گرفتيم .
ما از آن دسته صورتي هايي بوديم كه تابلو هاي كلاس هايمان را عوض مي كرديم و كلاسمان را مبدل به اتاق مشاوره مي كرديم (دست كمي هم از مشاور و مشاوره نداشتيم(آنهم فقط در حيطه روحيه بخشي ))
راستش را بخواهيد اين جمله را خودم هم نفهميدم . اما مي نويسمش !چه بسا كه شما صورتي هاي فرزانگاني به معنايش پي برديد :
ما صورتي ها فقط در يک صورت ، صورتي مي مانيم . آنهم اينكه در پشت اين صورت صورتي ، صورتي درسخوان داشته باشيم.
پ.ن : نمي دونم !
پ.ن ۱ : امتحانا نزديكه ، شايد كمتر آپ كنم . البته امسال خيلي كم نوشتم . ببخشيد .
به خدا نوشت : امسال خيلي زووووود گذشتا . چي كار كردي ؟ طي السال كردي ؟
ياحق
|