سام ملیکم به همه صورتیای سمپادی . خوبین همگی ؟ چه خبرا ؟
ننوشته بودم چند وقتی از این همه تلخی و شیرینی توی مدرسه .
پس می نویسم :
کلاس ادبیاته ! معلم می گه کلاس ادبیات و زبان فارسی رو قاطی نکنید و فکر کنین ۲ تا معلم دارین( اعصابم خورد می شه زبان فارسی نمی خونین می گین ادبیات پرسیدین و ... ) . وسط زبان فارسی می گه یادتونه تو ادبیات داشتیم که ..... ، حرفشو یکی از بچه ها قطع می گنه و میگه نشد خانوووم ! قرار شد که چی ؟ چی ؟ کلاس ادبیاتو و زبان فارسی رو قاطی نکنیم .معلم میگه شما در ادبیات سال اول دبیرستان دارید که .......... !
زنگ سوم می خوره و ۳تایی کیف به دست می ریم گوشه حیاط می شینیم . هر چی تو کیفمون داریم خالی می کنیم ! هر چی میاریم ۳تا۳تاس( ۳تا سیب، ۳تا شوکوپارس، ۳تاپرتقال، ۳تا ویفر ، ۳تا... )
می خوریم ، حرف می زنیم و می خندیم . می خندیم و می خندیم . آرامش امسال مضاعف تر از سال های پیشه ! استرسی واسه امتحان ورودی نیست ( هرچند اون موقع هم استرسی نبود ).
خوشم میاد که اگه ما اول کتبی بدیم ما رو توی کلاس نگه می دارن ، اون کلاس اول کتبی بدن ما رو تو کلاس نگه می دارن و کلا ما رو تو کلاس نگه می دارن .
مراسم ۲۲ بهمن !
به نظرم عالی بود . سنگ تموم گذاشتن بچه ها ! (جدی گفتم اینو ، اگه فیلم تئاتر ها شون بدستتون برسه می بینین که الکی تعریف نکردم )
از همتون ممنونیم . از بچه های سوم تجربی و انسانی . از همه . از دوستای خودم ، و خیلی خیلی ممنونم از خودم که روی سن به زور خنده هامو توی دلم نگه داشتم ولی بازم خندیدم!!!
پ.ن : معمولا شنیدن اتفاقات توی کلاس بی مزه تر از اون وقتیه که توی کلاس حاضری .
۳تایی نوشت : من و عاطی و الهام طبق معمول فقط می تونیم زنگای تفریح رو با هم بگذرونیم اما در عوض قدر این ۱۰ دقیقه رو میدونیم !
به عاطی و الهام نوشت : آآآآآآآآخ ! سرویسُم اومد . 
شاید نوشته ها مثل قبلنا نباشه ، سعی می کنم دوباره همون جوری بشه !
..::همه آدما یه شباهت با هم دارن ، اینم اینکه با هم متفاوتند ::..
یاحق
|