سام ملیکم دوستای خوب گلم ! چیکال میکالا می کنین . خوش می گذره ؟ امتحانامون تمومید و ...... . خوش به حال هممون . دیگه راحت شدییییییییم ! واسه اینکه دیگه از فیلتر عبور کردیم . راحت ! چه خبراااااااااا ؟
راستش به نظرم امتحان یه ذره سخت بودا اما بقیه می گن خوب بود.حالا هرچی خدا بخواد . 
بعد از قرنیون اومدم یه چیزی بنویسم ! اما هیچی به این ذهن مبارک نمی رسه که اینجا بلغور کنم .
به قول پری دچار روزمرگی شدم ! بی خییاااااال ! الان دارم به مخم فشار میآرم. آهااااااااااااان !
از کارنامه ها نگفته بودم 
خدا را شکر من اصلا یزد نبودم که وقتی کارنامه از دست مبارک بابا به دستم می رسه دچار توهم بشم اما خوب آخرش به دستم رسید البته سه روز بعد که همه آتیشا خاموش شده بود .
نکته مهم اینه که چون من همیشه ریاضیمو گند می زدم پدر گرامی بدون اینکه نگاهی به کارنامه من بکنن ، واسه درس ریاضی من اعتراض گذاشتن ولی من ریاضیمو ۲۰ شده بودم !
(البته ریاضی نهایی رو اکثرا ۲۰ شدیم )
و اینم بدونین چقدر بررسی کردنای مدرسه دقیقه که جلوی اعتراض من نوشتن اعتراض وارد شد اما اعتراض عاطفه که از نمره هنر بوده نوشتن وارد نشد .
نتیجه غیر اخلاقی : مدرسه رو هوااااااس !
فیلتر :
یه کمی هم از این فیلتر بگیم که واقعا عجیب بود ! از اینکه اینقدر فاصله گذاشته بودن که اگه شماره عینکتم ۵ باشه بازم نمی بینی !
اخه من مونده بودم این مراقبا که همیشه در حال عروس کردن این دختر و خریدن مبلمان واسه خونشونو و بحثای الکی هستن ، لا اقل یه پیشنهاد بدن این صندلی ها رو با فاصله بچینن .
اندازه گرفتم با بغلیم ۳۵ cm و روبروییم 5۰ cm فاصله داشتم . نمی شد سرتو بیاری بالا یه ذره .
آخه آدم یه ذره استراحت می خواد وسط امتحان ، گردنم در حالت زاویه ۴۰ درجه شرقی مونده بود . تا سرتو می آوردی بالا این خانوم مدیر آیندمون ( یعنی انشاا... ) با یه اشاره سرتو می کوبوند به زمین .
پ . ن ۱ : از تقلب تو این امتحانای مقایسه ای و کنکوری بدم میاد . اینجاها باید ادم خودشو بسنجه .
پ . ن ۲ : حرفای بی خودی که در مورد مراقبا زدم الکی بود ! جدی می گم . از کسی نمی ترسم اما در مورد کتبی ها و آزمونای تو مدرسه خودمون درسته!
پ . ن ۳ : همون ۲ تا بالایی ! 
یاحق
|